ای عشق که مرا رها نمی کنی،من روح آزرده ام را به تو تکیه می دهم...
من هستی خود را که به تو مرهونم،به تو باز می دهم...
آن هستی که در اعماق اقیانوس تو جاری است،
سرشارتـــر و فراوان تـــر بــــــــــاد*
ای سروری که از میان رنج مرا می جویی،
مرا توان آن نیست که قلبم را به روی تو ببندم...
در میان باران،رنگین کمان می جویم،و می دانم که قول تو بیهوده نبوده است:
سحــرگاه اشکـــی نخواهد ریـــخت*
((جرج ماتسن))
نظرات شما عزیزان: